linkage ●○○○○

تلفظ آنلاین

ACADEMIC

linkage /ˈlɪŋkɪdʒ/ noun

به هم پیوستگی، اتصالی، مجموعه اتصال، پیوند، به هم پیوستگی، اتصال، وسیله ارتباط، حلقه های زنجیر، رابطه، مهندسی: اهرم بندی، کامپیوتر: پیوندی، روانشناسی: پیوند، نظامی: اتصال متصل کردن
ارسال ایمیل

▼ ادامه توضیحات دیکشنری؛ پس از بنر تبلیغاتی ▼

نسخه ویندوز دیکشنری تحلیلگران (آفلاین)بیش از 350,000 لغت و اصطلاح زبان انگلیسی براساس واژه های رایج و کاربردی لغت نامه های معتبر به صفحه تحلیلگران در Instagram بپیوندیددر صفحه اینستاگرام آموزشگاه مجازی تحلیلگران، هر روز یک نکته جدید خواهید آموخت.
مهندسی: پیوند، به هم پیوستگی، پیوندی، کامپیوتر: اهرم بندی، مهندسی: اتصالی، مجموعه اتصال، اتصال متصل کردن، نظامی: پیوند، روانشناسی: پیوند، به هم پیوستگی، اتصال، وسیله ارتباط، حلقه های زنجیر، رابطهزیست شناسی: پیوستگی، به قرار گرفتن دو یا چند ژن بر روی یک کروموزوم به نحوی که با هم به ارث برسند اطلاق می گردد

[TahlilGaran] Persian Dictionary

linkage AC /ˈlɪŋkɪdʒ/ noun
[Word Family: noun: link, linkage; verb: link]

1. [uncountable and countable] formal a link2(1)
linkage between
the linkage between wages and prices

2. [uncountable and countable] a system of links or connections

3. [singular, uncountable] a condition in a political or business agreement by which one country or company agrees to do something, only if the other promises to do something in return

[TahlilGaran] Dictionary of Contemporary English


TahlilGaran Online Dictionary ver 19.0
All rights reserved, Copyright © Alireza Motamed 2001-2025.